خاکستری


گاهی زندگی عجیب بوی نا امیدی میدهد

بوی نفرت،انزجار، درد، تنهایی

الآن از همون گاهی هاست

دلم برای کسی تنگ شده

کسی که اندوهم را بخواند و وسعت تنهاییم را درک کند

به گمانم این روزها، زمین تنها کسی است که دوستم دارد ...

چون تنها اوست که آنگاه که زمین میخورم محکم مرا در آغوش میگیرد

آنقدر محکم مرا در سینه خود می فشارد

که توان بلند شدنم دیگر نیست ...!



پینوشت: میخواستم بنویسم ولی نوشتنم نمیومد.. اینقدر نوشتم و پاک کردم تا بیخیال شدم و گفتم اول دنبال عکس پستم بگردم. تو گشتنام به این متن برخوردم. منم میخواستم یه همچین چیزی بنویسم. تو همین مایه ها

آرزو


کاش میشد به روزی برگردم که بزرگترین غمم شکستن نوک مدادم بود

در انتظار سپیده


هر شب را سپیده ایست
حتی
شب یلدا را

منظومه شمسی و دوستان


«تو خورشید هستی و در مرکز جهان ایستاده‌ای و دوستانت سیاره‌های منظومه‌ای هستند که در اطرافت شکل داده‌ای. جاذبه‌ات برای بعضی از سیاره‌ها قوی‌تر است، همان‌ها که در مدارهایی نزدیک به تو می‌چرخند، و برای بقیه فقط به آن اندازه است که در اطرافت باقی بمانند. سیاره‌ها مدارشان بیضی شکل است، گاهی از خورشیدی که تو باشی فاصله می‌گیرند، خیلی دور می‌شوند و گاهی به نزدیک‌ترین فاصله از تو می‌رسند... فرق تو با خورشیدی که در آسمان است در اراده‌ای است که برای تعیین فاصله‌ی سیاره‌هایت داری، می‌توانی تصمیم بگیری کدام یک را به مداری نزدیک‌تر فرا بخوانی و کدام را به مدارهای دوردست تبعید کنی! می‌توانی اراده کنی و به تعداد سیاره‌های منظومه‌ات بیفزایی... اما یادت باشد که نباید دو سیاره را در یک مدار جا بدهی یا سیاره‌ای را بیش از آن که باید به خودت نزدیک کنی، به صلاح نیست، چون همیشه خطر برخوردشان با یکدیگر و با تو منظومه‌ات را تهدید خواهد کرد... هر تصادمی نظم جهان کوچکت را برهم خواهد زد...»

قطره بارانم



من یکی هستم ولی یک از هزارانم
در پی پیوستن به جمع یارانم
قطره بارانم

+/-


موهایت سفید شده اند... مرد شده ای
.
.
.
موهایم سفید شده اند... پیر شده ام

بهترینم


نگرانیهایت را چشمانت داد می زنند
هرچند لبانت به دروغ بخندند

طوفانی شدن اقیانوس آبی و آرام چشمانت را نمیخواهم

فسقلی نوشتی به زندگی


تو عادتت غافلگیر کردنه
اما میشه دفعه بعد که خواستی این کار رو بکنی
یه کم بار مثبتش رو بیشتر کنی؟

نصیحت


همیشه یکی هست که دردش از درد تو بیشتر باشد
اما این بدان معنا نیست که تو دردی نداری

دریا


آرامشش آسمانی
و
عصبانیتش برزخی است

گام


سخت تر از برداشتن قدم اول، پیگیری و ادامه دادن قدمها به صورت یکنواخت و مداوم است
جوگیر هم که بشوی قدم اول را برمیداری

تخمی


تا چند سال پیش فکر نمیکردم تخمی تر از پرتقال* چیز دیگری هم پیدا شود

این روزها تقریباً هیچ چیز غیرتخمی وجود ندارد









* پرتقال نژاد تخمی

نیاز


دستان سرد و مرطوبش را هیچ وقت دوست نداشت
تا
روزی که تب کرد

یقین


مطمئن باش
اگر ایمان داشته باشی و تلاش کنی
به آرزوهایت میرسی
حتی اگر در شب بارش شهابها
آسمان ابری باشد

ابی


حرمتش را از بین بردی
مست چشمانت را می گویم
که برایم چیز دیگری بود





ویدئو کلیپ نوشت: ابی! چی بودی؟ چی شدی؟

تنهایی


به گمانم خدا هم دیر یا زود معتاد می شود
زیرا خیلی تنهاست

؟!


نمیدانست مثل علامت تعجب باشد و محکم بایستد، پرغرور
و یا مانند علامت سئوال که سرش به پایین است و به زیر پایش می نگرد و به آنچه که بر رویش ایستاده است

امروز



امروز عجله دارم و تمام چراغهای قرمز پیش پایم سبز می شوند

درد


دردناک است طنین صدای باز و بسته شدن دریچه های دو لتی و سه لتی در فضای جمجمه ای خالی

شیره ای


- سلام
- سلام
- خوبی؟
- مرسی خوبم. تو بهتر شدی؟
- من؟ مگه چ ِم بود؟
- چایی زیاد میخوردی